ملا شيخعلى گيلانى

83

تاريخ مازندران ( فارسى )

شد . استندار هزارسپ بن شهرنوش بن هزارسپ ، والى گشته ، وى را با شاه اردشير بن حسن باوندى - والى مازندران - جنگ افتاد و به تطويل انجاميد . آخر از روى عجز و تنزل نزد حسام الدوله اردشير بن حسن رفت و باز بيجهتى فرار نمود . هزبر الدين كه يكى از بنى اعمامش بود ، وى را به قتل آورده . حكومت بيست و شش سال . شاه اردشير بعد از قتل هزارسپ ، پاشا على ما فى را به حكومت رستمدار فرستاده بود . چون شنيد كه زرينكمر بن جستان بن كيكاوس بن هزارسپ ، به سن رشد رسيده است ، مىخواست كه دختر خود به دو دهد و ملك سار و اهالى رستمدار ، پاشا على را كشته ، بيستون نامى را والى ساختند و زرينكمر متوارى شد . اردشير بن حسن خود بدانجا رفته ، بيستون به قلاع روبار گريخت . شاه اردشير ، زرينكمر را ملك ساخته ، بعد از سى و چهار سال ملك فى عشر و ستمائه وفات يافت . بيستون بن زرينكمر پس از ده سال ملك در عشرين و ستمائه فوت شد . فخر الدوله نام‌آور بن بيستون پس از حكومت بيست سال ارتحال نمود . حسام الدوله اردشير بن [ نام‌آور بن ] بيستون در سرحد گيلان حكومت مىكرد و برادر كوچكترش اسكندر [ بن نام‌آور ] بن بيستون كه از جانب مادر خوارزمشاهى بود ، در ناتل و استندار . شهراگيم [ بن ناماور ] بن بيستون بعد از برادر خود حسام الدوله اردشير قائم‌مقام شد و در سال پانزده از حكومت او منكوقاآن بن تولى خان بن چنگيز خان ، در الغ‌يورت بر مسند خانى نشسته ، برادر خود ايلخان الملقب به هلاكو را به جانب ماوراء النهر و خراسان و عراق فرستاد و شهراگيم در سنهء احدى و سبعين و ستمائه وفات يافت . استندار فخر الدوله نام‌آور بن شهراگيم الملقب به « شاه غازى » عادل و شرع‌پرور بود . بعد از سى سال ملك فى سنهء 700 فوت شد . ملك كيخسرو بن شهراكيم يازده سال ملك رانده ، در سنهء 712 درگذشت .